العلامة المجلسي

155

حياة القلوب ( فارسي )

شده است مأوّل است به غبطه ، زيرا كه حسد بردن بر بعضي كه زوال نعمت را از محسود خواهند حرام است ، وآرزوى آن نعمت بدون آنكه زوالش را از محسود خواهند غبطه است وبد نيست ، وليكن چون پيشتر اظهار شده بود به آدم وحوّا كه اين مرتبه مخصوص ايشان است آرزوى اين مرتبه نسبت به جلالت ايشان مكروه وترك أولى بود ، وهمچنين عزمي كه مستحب بود كه در ولايت ومحبت ايشان داشته باشند از ايشان فوت شد ، چون ارتكاب مكروه وترك مستحب در جنب بزرگى مرتبهء ايشان عظيم بود معاتب شدند . وبه سند معتبر منقول است كه از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدند كه : بهشت آدم آيا از باغهاى دنيا بود يا از بهشتهاى آخرت ؟ فرمود : باغي بود از باغهاى دنيا كه آفتاب وماه در آن طلوع مىكرد ، واگر بهشت آخرت بود هرگز از آن بيرون نمىرفت « 1 » . مترجم گويد كه : خلاف است ميان علما در آنكه بهشت حضرت آدم عليه السّلام در زمين بود يا در آسمان ، واگر در آسمان بود آيا همان بهشت بود كه در آخرت مؤمنان داخل آن مىشوند يا غير آن ؟ أكثر مفسّران را اعتقاد آن است كه همان بهشت خلد آخرت بود كه مؤمنان در آخرت به جزاى عمل داخل آن مىشوند ؛ ونادرى گفته‌اند كه : باغي بود از باغهاى آسمان غير آن بهشت خلد ؛ وجمعى گفته‌اند كه : باغي بود از باغهاى زمين چنانچه در اين حديث وارد شده است ، واستدلال كرده‌اند به آنچه در اين حديث وارد شده است ؛ كسى كه داخل بهشت خلد شود نمىبايد بيرون آيد ، وجواب گفته‌اند كه : آنچه معلوم است آن است كه كسى كه بعد از موت به جزاى عمل داخل بهشت شود بيرون نمىآيد ، واينكه بر هر وجهي كه داخل شوند بيرون نمىآيند ، معلوم نيست ، بلكه بر خلافش اخبار بسيار وارد است ، مثل داخل شدن حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلم در شب معراج ودخول وخروج ملائكة « 2 » . ومعارض اين حديث اخبار بسيار وارد شده است كه دلالت بر اين مىكند كه بهشت آن حضرت همان بهشت جاويد بوده است ودر آسمان بوده است چنانچه بعضي

--> ( 1 ) . تفسير قمى 1 / 43 ؛ كافى 3 / 247 . ( 2 ) . مجمع البيان 1 / 85 ؛ تفسير فخر رازي 3 / 3 .